خواجه نصير الدين الطوسي
237
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
پلنگان بجويد . و باشد كه در غير ولايت كرمان و ولايتهاى ديگر در سرگين پلنگان بيابند . و اگر مرد يا زن نروك بيشتر از آن بخورد كه مقدار او باشد ، در علّت ذبول افتد ، و گداختن پديد آيد ، چه ماده پلنگ كه آن را مىخورد ، موى بكلّى باز مىگذارد « 1 » ، و بعد از آن از نو برمىآيد « 2 » . اين است آنچه خواجه « 3 » ابو على سينا در اين باب بياورده است . و بعضى گفتهاند : باشد كه چون پلنگ را بكشند . نروك از شكم او برون آيد . و چون بمرغ دهند در حال خايه بريزد . طرقيان درآوند در موم گيرند « 4 » و بابلهان مىفروشند به غير تجربه . فصل در معرفت « 5 » روغن بلسان 68 و خواصّ او بلسان درختى باشد در مصر ، در موضعى كه آن را عين الشمس خوانند . و برگ و بوى او بسداب ماند ، ( و ) روغن و دانه و چوب او به كار دارند ، امّا عزّت روغن را باشد . آوردهاند كه ( درخت ) بلسان بموضعهاى « 6 » ديگرى رويد ، امّا روغن ندارد . در وقت طلوع شعرى ، آخر چهله « 7 » تابستان ، شاخهاء او
--> ( 1 ) - م : موى را به كلى مىگذارد ( 2 ) - م : برمىآرد ( 3 ) - م : خواهد ( 4 ) - ج ، ن : طرقيان زر آوند طويل مىگيرند ؟ ( 5 ) - ع : در صفت ( 6 ) - ع : بمواضع ( 7 ) - عبارت در - ج ، ن ، م - مقدم و مؤخر است و عبارت ( در وقت طلوع شعرى آخر چهله تابستان ) پس از ( سوراخ مىكنند ) آمده است - و در ج ، ن بجاى جهله ( جمله ) است .